دلایل گرانی "تخم" مرغ اعلام شد:
1:بی بند وباری مرغان و خیانت به همسرانشان 2: عدم پایبندی خروسها به موازین شرعی 3: شبیه خون فرهنگی و سست شدن بنیان خانواده در مرغ داریها 4: بالا رفتن سن ازدواج در بین مرغ و خروسها 5: فرار تخمهای دو زرده به خارج 6: کمبود امکانات آموزشی بهداشتی و تفریحی برای جوجه ها 7: نسل کشی و مصرف بی رویه جوجه کباب توسط مرغ داران 8: فراگیر شدن شعار دو تا جوجه کافیه در بین مرغهای پایبند به اصول ![]() دختر کبریت فروش و من
دختر کبریت فروش را یادت هست؟! او کبریت را پشت به پشت روشن میکرد ؛ من اما سیگارم را ... من و او هر دو ، دنبال خاطره هائیم! او از سردی هوا مُرد، .. اما من ... طولی نمیکشد... نگران نباش! همه وجودم ؛ سردی هوای توست ... دسته بندی انسان ها در تفکر دکتر شریعتی
دکتر علی شریعتی دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است: ![]() ١ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند. عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است. ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند. آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. ۴ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند. شگفتانگیزترین آدمها! در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم، باز می شناسیم، می فهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. بهار موندنیه!!!!!!!!
سلااااااااام زمستون رفتنیه! سلام چی بگم؟
فکر کنم نه متن می خواد نه عنوان همه چی واضحه! تجاوز یعنی چه؟؟
تجاوز یعنی تو تاکسی خانوم بغل دستی از نوع نشستن تو احساس راحتی نکنه. تجاوز یعنی دختری به خاطر نگاه هرزه تو،تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه. تجاوز یعنی تو و دوستات سر کوچه وایساده باشین,خانوم مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا شما مزاحمش نشین. تجاوز یعنی زن از بی معرفتی تو امنیتی نداشته باشه.تجاوز یعنی با دوچرخه ات تک چرخ بزنی بعد یه دختر دوچرخه سوار دیدی تیکه بندازی. تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده. بله تجاوز فقط به معنی زورکی هم آغوش شدن نیست.. ناشناس
بر پرده های درهم امیال سر کشم نقش عجیب چهره ی یک ناشناس بود نقشی ز چهره ای که چو می جستمش به شوق پیوسته می رمید و به من رخ نمی نمود
یک شب نگاه خسته ی مردی به روی من لغزید و سست گشت و همان جا خموش ماند تا خواستم که بگسلم این رشته ی نگاه قلبم تپید و باز مرا سوی او کشاند
نومید و خسته بودم از آن جستجوی خویش با ناز خنده کردم و گفتم بیا ، بیا راهی دراز بود و شب عشرتی به پیش نالید عقل و گفت کجا می روی کجا
راهی دراز بود و دریغا میان راه آن مرد ناله کرد که پایان ره کجا ست چون دیدگان خسته ی من خیره شد بر او دیدم که می شتابد و زنجیرش به پا ست
زنجیرش به پا ست چرا ای خدای من دستی به کشتزار دلم تخم درد ریخت اشکی دوید و زمزمه کردم میان اشک ( زنجیرش به پا ست که نتوانمش گسیخت )
شب بود و آن نگاه پر از درد می زُدود از دیدگان خسته ی من نقش خواب را لب بر لبش نهادم و نالیدم از غرور ( کای مرد ناشناس بنوش این شراب را )
آری بنوش و هیچ مگو کاندر این میان در دل ز شور عشق تو سوزنده آذری ست ره بسته در قفای من اما دریغ و درد پای تو نیز بسته ی زنجیر دیگری ست
لغزید گرد پیکر من بازوان او آشفته شد به شانه ی او گیسوان من شب تیره بود و در طلب بوسه می نشست هر لحظه کام تشنه ی او بر لبان من
ناگه نگه کردم و دیدم به پرده ها آن نقش ناشناس دگر ناشناس نیست افشردمش به سینه و گفتم به خود که وای دانستم ای خدای من آن ناشناس کیست یک آشنا که بسته ی زنجیر دیگری ست فروغ فرخزاد از کتاب "اسیر" خانه سبز رضا (خسرو شکیبایی) : ببین... هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا سلااااااااااااااااااااااااااااااااام عجیجانم یک رباعی از حکیم عمر خیام
آمد سحری ندا از میخانه ی ما کی رند خرابــــــاتی دیوانه ی ما برخیز که پــــــر کنیم پیمانه ز می زان پیش که پرکننــد پیمانه ی ما -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلاااااااااااااام به همه دوستان نازنینم ![]() دوستای گلم یه خواهش ازتون داشتم می خوام تو پست بعدی شمارو هم شریک کنم و اما اصل مطلب قشنگترین جمالاتی که تا حالا شنیدین رو به صورت نظر خصوصی برام بذارین تا با جملات شما آپ کنم مرسیییییییییییییییییییییییییییییی ![]() قبووووووووووووووول دیدم همه دارن از قبولیشون میگن گفتم مام یه چیزی بگیم به سلامتی
آخرین جام را می خورم به سلامتی حکایت اعرابیئی را پیش خلیفه بردند،او را دید برتخت نشسته و دیگران در زیر ایستاده، بررسی عکس fb ایرانی ها! The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|